هر روز از زندگی پارسا

سارا جونم کجاست

اینم آبجی سارای که خیلی خیلی دوستت داره. فقط یه ایراد داره اونم تا میخوابونمت سریع میاد بیدارت میکنه و گریه ات میندازه هزار تا بوست میکنه. فدای هردوتون بشم من که زندگیمون و شکرستان کردید.             ...
9 آبان 1391

تلوزیون دیدن پارسا

فسقلی مامان داره تلوزیون میبینه. فکر نکنی عزیزم همیشه اینقدر راحت میشستی و می دیدی ها. ده دقیقه بعد تحملت تموم می شد و یه جیغ درست و حسابی میکشیدی و اعتراض میکردی بسه بیاین  من و بغل کنید. بابات هم که حسابی بغلیت کرده .تو هم حسابی خوشت میاد.      ...
9 آبان 1391

فدای خوردنت بشه مامان که واسه اولین بار طعم یه چیزو حس کردی

 پارسای گل مامان 110 روزشه 3 ماه و بیست روز . واسه اولین بار عزیزم یه ذره شیر موز خوردی و چه حریص بودی واسه خوردن تند تند میخواستی بهت بدم. حالا عجله نکن جیگر مامان یه ماه دیگه شروع میکنم غذای کمکی بهت دادن. نوش جووووووووووووووونت.       ...
9 آبان 1391

زخمی نکن خودت عزیزم اولین عیدت مبارکه فرشته

پسر گلم اولین عید زندگیت عید فطر در دومین ماه زندگیت مبارکت باشه امیدوارم تمام زندگیت سرشار از عیدوشادی باشه. از موقع تولدش همیشه خودش و زخمی میکنه. حالا که 1ماهش شده 2بار ناخنش و گرفتم. شیر هم میخوای بخوری منم مثل خودت زخمی میکنی .فدات بشه مامانی که اینهمه با مزه شدی               ...
9 آبان 1391

خاطرات پارسا که هنوز دنیا نیومده.

یاداون روزها بخیر تازه وجودت شکل گرفته بود.وقتی 25 مهر89 بودکه جواب آزمایشم و گرفته بودم چقدر قیافه میگرفتی از تکون خوردنات معلوم بود.تا 5ماه اول که واسم حالی نذاشتی چقدر سعی کردم مرخصی بگیرم این 9 ماه و تا با خیال راحت بزرگ و بزرگتر بشی و منم با خیال راحت تورو دنیا بیارم اما نشد.ازت معذرت میخوام عزیزم که اون روزهای سخت و بردمت بانک و کلی کار کردم.و هر روز و هر ساعتش نسبت بهت عذاب وجدان داشتم. وقتی هم که میومدم خسته و کوفته میخوابیدم کنار بخاری و آبجی گلیت سارا مثل پروانه دور من میچرخید تا مطمئن بشه حال من خوبه.بابایی هم بنده خدا میدونست تو حالم و گرفتی یه کدبانوی تمام عیار شده بود .خلاصه که بعد از 5 ماه پسر گلم خیلی پسر خوبی شدو اجازه داد ...
9 آبان 1391

پسر گلم خوش اومدی

عزیز دل مامان از این لحظه به بعد میخوام همه خاطراتت و واست بنویسم تا وقتی بزرگ شدی و خوندن ونوشتن یادگرفتی بخونی و حسابی حال کنی بعدش هم بگی مامانی دمت گرم. البته اولش باید بگم فاطی جون دوست دوران ابتداییم مرسی که بهم یاد دادی چطور واسه پسرم وبلاگ بسازم .ازت تشکر میکنم و از همینجا میبوسمت. پارسا جون بزرگ که شدی از خاله فاطی تشکر کن .امیدوارم باپسر گلش آقا کوروش هم مثل من و مامانش دوستهای صمیمی بشید .   ...
30 خرداد 1391