هر روز از زندگی پارسا

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست

13 و 14 و 15 و 16 امین دندان

قربونت بره مادر با این همه تلاشت. و بالاخره دهن کوچولوی پسرم هم داره پر از دندونهای سفید خوشگل میشه. حالا که پسرم در روزهای پایانی ٢١ امین ماه زندگیشه ٤ تا دندون نیشش هم با هم زده بیرون . بووووووس مبارکت باشه قند عسل مامان ...
3 فروردين 1393

9 , 10 , 11 , 12 امین دندان

                                            و بالاخره گل پسر مامان در سن بیست ماه و 13 روزگی در حالیکه با اداهای سارا در حال قهقهه زدن بود مامان متوجه یه چیزهایی شد.دیگه کنجکاویم گل کردو شروع کردم به جستجو .بلههههههههه دو تا کرسی بالا دو تا کرسی پایین. فکر کنم دیگه آمارش از دستم خارج بشه چون همه لثه ات متورم شده و دندونها از زیر لثه پیداست. آفرین به پارسا آفرین به ویتامین دی بازم مثل همیشه خدارو یه دنیا شکر میکنم. ...
20 اسفند 1392

دندان هشتم و بقیه ماجرا

عزیز دل مامان میخوام از دندونهات بگم نفسم . از حدود سه ماه پیش که دندون هفتمت درومد و بلافاصله دندون هشتمت هم جوونه زد و  دیگه گل پسرم 8تا دندون خوشگل 4تا بالا و 4تا پایین داشت. هرروز منتظر نهمی بودم اما این انتظار روزها به ماه رسید و خبری از نهمی نشد دو ماه و سه ماه گذشت اما بازم خبری نشد .کم کم داشتم دلواپس میشدم آخه همه ی هم سن های خودت بین 14 تا 18 تا دندون درآورده بودن . بعد از کمی پرس و جو به این نتیجه رسیدیم ببریمت دکتر و ببینیم نظر اون چیه با اولین نگاهی که دکتر بهت انداخت گفت کمبود ویتامین دی شدید داری در حد المپیک . خلاصه بعد کلی توصیه که حتماً چند دقیقه ای رو در روز تو آفتاب بگذرونی و شربت ویتامین دی و آمپول ویتامین دی ا...
3 اسفند 1392

دندان هفتم

عزیز دل مامان ببخش دیگه مثل قبل وقت نمیکنم سر موقع بیام و واست بنویسم. خستگی سر کار و خونه و مهم تر از همه مدرسه رفتن سارایی و رسیدن به درسهاش همه وقتم و گرفته و حسابی خسته میشم. از طرفی هم پسر ناز مامانی هم شیطون بلا شده دیگه و یکی میخواد فقط در خدمت شما باشه. با این حال روزهای خوبی ان و منم باید ازشون حداکثر استفاده رو بکنم چون تکرار نشدنیه. حالا برم سراغ دندون هفتم پسملی که دیگه قشنگ بزرگ شده و شده اندازه دو دندون پایین جلویی که قبلاً بزرگ شده بود. حالا دیگه ٤ تا بالا و سه تا پایین داری و خوردن و شکستن بیسکوییت و خوراکی های دیگه واست راحتت تر شده دقیقاً یادم نمیاد کی در اومد اما میدونم یک ماهی گذشته. به هر حال مبارکت باشه ما...
3 آبان 1392

ششمین دندون

داداش عزیزم ششمین دندونت رو من از طرف خودم برات می خوام بنویسم. عسل ابجی ششمین دندونت مبارک. داداشی در1سال و 2ماه و 26روزگی ششمین دندونش جوانه زد. عزیز دل ابجی ایشالا 10همین دندونت . وتازگی ها نقل رو بهت میدیم شروع میکنی با دندون های جلوت خردش می کنی فدای داداشم ...
27 شهريور 1392

پنجمین دندان

پسرک شیرین من در سن ١ سال و ٢ ماه و١٠ روزگی پنجمین دندانش هم جوانه زد.  ایشالا که بقیه هم تند تند دربیاد و بتونی یه غذای درست و حسابی با هم بخوریم. مبارکت باشه عسللللللللللللللللللللللل ...
10 شهريور 1392

چهارمین دندان در 1 سال و 21 روزگی

  قندم ، نباتم دقیقه ها و ساعتها میگذرن و یکی از نشانه های تند تند بزرگ شدنت دندون درآوردنته نفسم انگار دیروز بود غصه میخوردم چرا دندونهات در نمیاد حالا اما دندونهای خوشگلت شدن 4 تا دو تا بالا دوتا هم پایین. الهی من دور هر 4 تاش بگردم خداااااااااااااااااااااااااااا که این همه داری عسل میشی. دیروز دستم و گذاشتم دهنت یه گازی از مامان گرفتی که واقعاً جیغ کشیدم به بابا گفتم اندازه 2 تا آنژوکت وصل کردن درد داشت .دیگه هم از ترسم این کارو نمیکنم. با همین سه تا و نصفی دندونت یک سیبی میخوری که نگو . حالا هم منتظر بقیه اشیم. بوووووووووووس تا پنجمین دوندونت ایشالا ...
21 تير 1392

سومین دندان

گل پسر نازم شما دریکسال و 9روزگی سومین دندون  رو درآوردی بالا سمت راست  مبارکت باشه گلم. خوش حالم که سومین دندون هم بالاخره دراومدعزیزم دیگه خیلی کم واسه دندونهات بی قراری میکنی. من هم تقریباً راحت شدم عزیزکم.دیگه من و گاز نمیگیری.بعدش می تونی دیگه اب بخوری مثل اون موقع ها تق تق نمی زنی به لیوان. بلد شدی خفنننننننن ایشالا هر چه زودتر این جیغ کشیدنهای بنفش و شدید و پی در پی هم کم بشه. ایشالاااااااااااا   ...
11 تير 1392

1392/02/23 دومین دندان پارسا

  عزیز دل مامان امروز پارسای ١٠ ماهه و٢٢ روز من  ٢شنبه ٢٣/٠٢/٩٢      وقتی پرستارت زنگ زد و گفت یک ساعت اگه میشه بیا پارسا خیلی بی قراری میکنه اگه بشه باهاش باشی بهتره منم سریع خروجی ساعتی گرفتم و اومدم دیدم صورتت خیس شده و اشکهات قِل و قِل دارن میان.  همینطور که گریه میکردی متوجه شدم دیدم دندون دومی پایین سمت چپت سر باز کرده و حالا قند عسلم دو تا دندون داره .حسابی بهت شیر دادم و بعدش هم تاب بازی و ٤٠ دقیقه هم کوچه گردی بعد که ساکت شدی دوباره گذاشتمت و رفتم. دعا میکنم عزیزکم زودتر دندونهات در بیاد و از این همه بی قراری و درد کشیدن راحت شی. قربونت بره مامان که دیگه باید بابایی یه ن...
23 ارديبهشت 1392

به گل غلتاندن عسلم به همراه جشن اولین دندووووووووووون

عسلم ، جیگرم، نباتم ،نفس مامان پارسای عزیزم وقتی ده ماه و 6روزه بودی و داشتم بهت آب میدادم صدای دندونت به لیوان آنچنان ذوقی به مامان داد که نمیدونستم از خوشحالی چطوری ببوسمت و نهایتاً 5 بار انداختمت هوا و حالش و بردی حسابی. از اون روز هم بابا و سارا تند تند بهت آب میدن تا صدای دندونت و بشنون.   حالا هم که اوایل اردیبهشت همه جا رو بوی گل پر کرده و طبق رسوم 700 ساله پیش دامغان که اولین بهار بچه هارو به گل میغلتانند منم فکر کردم که جشن روییدن اولین دندونت با غلتاندن گل همراه باشه لذتش خیلی بیشتره     عزیز دلم همینطور که من و مادرهایمان به گل غلتانده شدیم  که بیشتر هم منظور از این کار انتقال شادابی گل...
14 ارديبهشت 1392