هر روز از زندگی پارسا

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست

6اذر96....پاییز زمستانی

1396/9/7 9:07
نویسنده : مامانی
81 بازدید
اشتراک گذاری
Somaye:
سلام عشقولی مامان...از وقتی ربات نی نی وبلاگ و روی گوشیم نصب کردم کارم خیلی راحت شده و میتونم راحت واست بنویسم
اخر ابان من و دوستهام رفتیم مشهد دو روز.. تنها گذاشتنت واسم سخت بود.. .به بهانه موهای سارا که موخوره ها دارن موهاش و میخورن و من برم موخوره های کثافت و بندازمشون اشغالی سرت و کلاه گذاشتیم و خیلی راحت خداحفظی کردیم و رفتیم هرچند درنبود ماهم بابایی و اذیت نکردی و بهونه نگرفتی ....مررررردی شدی دیگه فقط شیشه میخوری ...اونم اشکال نداره کوشکولوی مننن...تعطیلی 6 اذر هم تا خونه دریا رفتیم که پاییز و ببینیم . اما برگ ریزون و برف ریزون و باهم دیدیم.....کلی هم پرتقال خوردیم و کندیم اوردیم....باغ خالی و حیا گربه رو یادمون رفته بود















پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف