هر روز از زندگی پارسا

مهر 97....اولین ماه مدرسه

امروز بیست و یکم ابان ماه 97و گل پسر مامان یک ماه و بیس روزه مدرسه میره و مشق مینویسه...خیلی مزه میده...وقتی نمینویسی مشقات و دلت شور میزنه و سریع میری سر درس و مشق..نظم رفتن و اومدنت فقط من و کشته عشقم..هرروز مداد و پاک کن و مدادرنگی جدید...کجا میره نمیدونم...ولی در کل خیلی سریع خودت و وفق دادی و بیدار میشی و میپذیری که باید بری مدرسه و یه سری وظایفی داری...زنگهای ورزش و کلی حال میکنی ووقتی با پولت از بوفه مدرسه خرید میکنی با کلی ذوق برام تعریف میکنی..فدات بشه مادر...ایشالا عاقبت بخیر بشی ...
21 آبان 1397

اول مهر 97....اولین روز مدرسه

پسر کلاس اولیه منننن....با همه ی شیطنت ها و بازی گوشی هات کلاس اول و شروع کردی...عکس اخری هن گذاشتم که بعدا یکم به خودت بخندی عزیزم...صبح موقع بیدار شدن با این اقاشیشه سرحال میشی و چشمات و باز میکنی عقشششششم😂😂😂😂😂مهم نیس برام اصلا..مهم اینه که تو لذت ببری و حال کنی...نمیتونم چیزی که با تموم وجودت دوسش داری و ازت بگیرم ... ...
22 مهر 1397

هشتم تیر ماه 97

هفتم تیر...یه اخر هفته مختصرو خوب کنار هم...خیلی خوش گذشت....دیگه تو اب بازی کاملا مستقلی وزیاد نیاز به مراقبت نداری.....همیشه دلت شاد باشه الهی عزیزم ...
12 تير 1397

اخرین روز بهار 97...شروع 7سالگی پسملی..تولد6سالگی

فدات بشم الهی دورت بگردم که اخرین روز بهار همیشه شروع بهار منی...تولدت 7سالگیت مبارک ...ارزوی قلبیه مامان واست روزهای خوش همراه با سلامتیه مادر.....ایشالا که عاقبت بخیر بشی مادررررر.....اندازه دنیا دوستت دارم عزیزم....شیشه شیرت و بذار کنار قراره بری کلاس اول اخه ...
8 تير 1397

چند روز پایانی 6سالگی

Smy.dvdn: یه هفته مونده به اخر بهار 96....هوا کم کم داره گرم میشه و اب بازی که عاشقشی دوباره میاد سراغت....دلم برا این روزا تنگ میشه روزایی که 6سال با فراغ بال و خیالی اسوده روزت و شب کردی عزیزم...از سال دیگه که مدرسه میری دلواپسی ناخوداگاه میاد سراغت و روزات مطمنا به این منوال نمیگزره...فدای اون هبکل و قد کوچولوت بشه مادر که چند روز دیگه وارد هفتمین سال زندگیت میشی....از خدا میخوام همیشه سلامت باشی نفسم اولین دندون شیریت هم افتاد و من و ذوق مرگ کرد...کاملا بوی کلاس اول رفتنت به مشامم رسید ...
7 تير 1397

جشن پایان پیش دبستانی اردیبهشت 97

عشق کوچولوی من ....چشم به هم زدنی دوران پیش دبستانیت هم تموم شد و بوی خوش کلاس اولی شدنت به مشام میرسه.....خیلی ریزه میزه ای اما شیطون...همیشه غصه میخورم چطوری میخوای روی نیمکت مدرسه بدون سرو صدا و اذیت بشینی ولی همه دلداری میدن که خیلی خوب اینکارو میکنی.... اذیت هات در حد المپیکه و خیلی به گوشی و بازی باهاش وابسته ای....وابستگیت به بن تن شخصیت کارتونی بی نهایته ...اسباب بازی های بن تنت خونه رو ریخته بهم...فدای اون موجودات بن تنت بشم من که هردقیقه یکیشون میشی... 21اردیبهشت 96 هم جشن پایان پیش دبستانیت برگزار شد و با خانم تیموری به دوران 6سالگی و پیش دبستانی و پایان دادی نفسم....الهی که همیشه همینطور شنگول باشی و من و بابا از بودنت لذت ...
25 ارديبهشت 1397