نفسم پارسا جوننفسم پارسا جون، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

هر روز از زندگی پارسا

سفر به شمال 93/03/07 به روایت تصویر

هفتم خرداد نو دو سه پارسا جلوی درب ورودی مجتمع رفاهی بانک تجارت در چابکسر محو آرم بانک تجارت گشت و گذار پارسا درون محوطه که حسابی راه میرفتی و من یکی از دنبالت اومدن کم آورده بودم بعضی وقت ها هم به درختها و گلها اینطوری مَ مَ میدادی اینم عشق به تمام واقعی پارسا دریااااااااااا که دم به ساعت میگفتی مامان دَیا بابایی دَیا اینجا هم طبق روال معمول دوست پیدا کردی و از این دو صحنه هم در کنار دریا بسیار لذت بردی و آنچنان جیغی از سر ذوق کشیدی و میگفتی دیگ دیگ و مااااااااااااااااااااااااا ...
15 خرداد 1393

23 ماهگی

عزیز دل من 23 ماهگیت مبارکه . آقا پسر گلم دیگه تو همه زمینه ها پیشرفت چشم گیری داشته هر چند تو ذهنم فقط شیطو نی هات میاد اما صحبت کردن و لب خوانی کردن شعر ها با ما و گوش دادن به حرف ها هم قابل ملاحظه است عزیزکم . یه ماه دیگه از فصل بهار بیشتر نمونده و روز آخر بهار هم دیگه واسم یه شور و خاص دیگه است. علی الخصوص امسال که قراره  همراه با دومین سال تولدت یه نی نی دیگه پاشو بذاره تو خانواده امون. آقا شهراد نی نی عمو رضا که اونم دکتر نوبت سی خرداد و بهش داده واااااای حالا بیاد اونم بشه تو همین روز چی میشه. ایشالا که صحیح و سالم پسر عموت بیاد و تو هم یه حالی کنی جیگرم این چتد تا عکس هم واسه بیست و سومین ماه زندگیته نباتم هنوز ا...
11 خرداد 1393

دایره لغات قند عسلم تا پایان 22 ماهگی

گل پسر مامانی بدون خوردن تخم کفتر کم کم زبونش داره باز میشه. البته پیشرفتت خیلی سریع و طی چند روزبود هر کلمه ای که میگفتیم تکرار میکردی . خیلی ذوقیدم چون داشتم دلواپس میشدم .الانم که دیگه 22 ماهت تموم شده تقریباً همه چی و بعد از شنیدن تکرار میکنی . این چند تا کلمه هم که خیلی باهاش سرو کار داری و قشنگ یاد گرفتی و واست مینویسم تا بعداً از تلفظ کردن کلمه هات تو هم ذوق کنی جیگرم   پارسا  :  بادددا سارا  :  اول که بود آیی جدیداً هم شده بَ بَ پرتقال  :  دِردِقا کلید : گی گی نمک  : مَمَککککککک نخود : نُ نُ خ بستنی : مَ مَنی پنکه  : مَنکی می...
6 خرداد 1393

خداحافظی با شیر مادر در پایان 22 ماهگی

نمیدونم از کجا شروع کنم به گفتن عزیزکم الان که دارم واست مینویسم ساعت ده و سی دقیقه نهم اردیبهشت 93 در حالیکه الان خوابوندمت و خودمم خسته و کوفته خیلی دوست داشتم منم میخوابیدم اما چون دیدم فرصت از دست میره به خودم اومدم دیدم نشستم دارم واسه پسر گلم که دیگه مردی شده واسه خودش یکی از مهمترین مراحل زندگیش و طی این 22 ماه به یادگار میذارم. پسرکم عزیزکم نفس مامان بهت تبریک میگم بخاطر تحملت . حدود یه ماهی میشه که تصمیم جدی گرفتم تا از شیر بگیرمت ولی یه چور تنظیم کرده بودم که تا پایان 22 ماهگی شیر بخوری و چون دوسالت با فصل گرما و تابستون مصادف می شد بهتر دیدم تا زیاد گرم نشده از شیر بگیرمت گلم دو هفته مونده به پایان ماه 22 کم کم دفع...
10 ارديبهشت 1393

22 ماهگی نفسم

                                عسلم اول از همه  22 ماهه شدنت رو تبریک میگم و آرزو میکنم روزهای شاد زندگیت و همیشه نظاره گر باشم و از خدا میخوام هیچ وقت ناراحت نبینمت گلممممممممممم روزها واقعاً روزهای شیرینیه همه مامانها میدونن که اصلاً با نوشتن نمیشه توصیفش کرد .اینقدر شیرین شدی و خوش زبان که همه رو مجذوب خودت میکنی. جالبه هاااااااااااااااا تا ماه قبل یکی دو کلمه میگفتی و یهوووووووووووووووو زبونت باز شد بدون خوردن تخم کفتر طلسم شکسته شد و دیگه همه حیوونا بع بع نمیگن ...
9 ارديبهشت 1393

29 به در جای 13 به در93

امسال عید نشد بریم سیزده به در گل من.. از هفتم عید که سرما خوردی و سرفه و آبریزش بینی هم خودت و هم مارو خسته کرده بود باعث شد جایی نریم تا یه موقع بدتر نشی. سارا هم ول کن قضیه نبود قول داده بودیم بهش به محض اینکه حال داداشی خوب شد میریم. بالاخره جمعه ٢٩ ام با اینکه هنوز پسر نازم آبریزش بینیش قطع نشده دل و به دریا زدیم و یه سر تا چشمه علی رفتیم . اونجا هم یکم باد بود و میترسیدم دوباره بدتر بشی عزیزم اما حسابی بهت خوش گذشت و بازی کردی. ایشالا که همیشه سالم باشی و دیگه نبینم ناخوشیت و نباتم     ...
4 ارديبهشت 1393

عید دیدنی پارسا و دوست جوناش

پارسا جونم هم تو سال جدید با دوستاش عید دیدنی کرد. اول  از همه دوست قدیمیش کوروش پسر خاله فاطی از دوستهای بچگیم. بعد هم یه دوست جدید پسر خاله فخری کیان که ٦ ماهش تموم شده و امیدوارم دوستهای خوبی واسه هم بشن. مثل من و مامانش که از دوران دانشگاه دوستیمون کاملاً حفظ شد. یه دوست دیگه پارسا که هم پسر داییشه و هم دوستش چون ابوالفضل پسر دایی رضا هم ٦ ماهش تموم شده و تو نوه های مامان بزرگ تنها پسریه که تقریباً به سن و سال پارسا میخوره و درآینده دوستهای خوبی امیدوارم بشن دیدن کرد. کوروش جدی کوروش با خنده البته خنده صدادار پارسا و کوروش خونه مامان جون کوروش کیان پسر خاله فخری ابوالفضل پسر دایی رض...
10 فروردين 1393

دومین بهارت مبارک عسلم

خدارو هزاران هزار بار شکر میکنم که همه صحیح و سالم دور هم سالی دیگه رو قراره شر.ع کنیم . پسرک بهاریه مامان هم در حالیکه دومین بهار زندگیش و پشت سر میذاره آخرین روز بهار رو که همه دیوانه وار عاشقشیم و روز شماری میکنیم. روزی که همه با بهار خداحافظی میکنن و من به شوق رسیدن به نفسم نفس زنان بهار رو رو به اتمام شدن طی میکنم.روزی که خدا تورو بهم داد خیلی خوشحالم که خونمون  هر 4 فصل رو تو خودش داره و هممون با رسیدن یه فصل جدید شاهد تولد یکی از ماها هستیم. پسر بهاری ، بابای تابستانی ، مامان پاییزی و دختر زمستانی . نوروز امسال رو نسبت به سال قبل شادتر و با روحیه بیشتری در کنار همه شروع کردم. اولاً که دیگه ...
10 فروردين 1393