هر روز از زندگی پارسا

چهار دست و پا رفتن

فندوقم ، تپل مامان امروز ساعت 5  21/04/92 در حالیکه 1 سال و 22 روزه هستی وقتی نشسته بودیم و باهات بازی میکردیم  به زور چهار دست و پا البته فقط با یه پا اون یکی پات و همینطور خم کردی و کشوندی جلو و تونستی حدود دومتری حرکت کنی . وای که چقدر سه تایی خندیدیم تا حالا یکم دنده عقب میتونستی بری اما این مدل چهار دست و پارو ندیده بودیم تا بحال. خلاصه که خیلی ذوقیدیم سه تایی. ...
21 تير 1392

چهارمین دندان در 1 سال و 21 روزگی

  قندم ، نباتم دقیقه ها و ساعتها میگذرن و یکی از نشانه های تند تند بزرگ شدنت دندون درآوردنته نفسم انگار دیروز بود غصه میخوردم چرا دندونهات در نمیاد حالا اما دندونهای خوشگلت شدن 4 تا دو تا بالا دوتا هم پایین. الهی من دور هر 4 تاش بگردم خداااااااااااااااااااااااااااا که این همه داری عسل میشی. دیروز دستم و گذاشتم دهنت یه گازی از مامان گرفتی که واقعاً جیغ کشیدم به بابا گفتم اندازه 2 تا آنژوکت وصل کردن درد داشت .دیگه هم از ترسم این کارو نمیکنم. با همین سه تا و نصفی دندونت یک سیبی میخوری که نگو . حالا هم منتظر بقیه اشیم. بوووووووووووس تا پنجمین دوندونت ایشالا ...
21 تير 1392

سومین دندان

گل پسر نازم شما دریکسال و 9روزگی سومین دندون  رو درآوردی بالا سمت راست  مبارکت باشه گلم. خوش حالم که سومین دندون هم بالاخره دراومدعزیزم دیگه خیلی کم واسه دندونهات بی قراری میکنی. من هم تقریباً راحت شدم عزیزکم.دیگه من و گاز نمیگیری.بعدش می تونی دیگه اب بخوری مثل اون موقع ها تق تق نمی زنی به لیوان. بلد شدی خفنننننننن ایشالا هر چه زودتر این جیغ کشیدنهای بنفش و شدید و پی در پی هم کم بشه. ایشالاااااااااااا   ...
11 تير 1392

واکسن و قد و وزن یکسالگی

الهی مادر به دورت بگرده. این یه سال و هر وقت میومدم واسه قدو و وزنت بنویسم با ذوق و شوق مینوشتم اما این دفه نهههههههههههه. یکم ناراحتم اما مهم نیست عزیز دلم. اول از واکسن بگم که بر خلاف واکسن های قبل یه دونه اونم به دست راستت بود. باز هم بر خلاف واکسن های قبل تب و ناراحتی در کار نبود یعنی خانم پرستار گفت که اصلاً این واکسن تب نداره که تب کنه . تو هم یه دقیقه ای جیغ زدی و با خانم مقدسی برگشتیم خونه و تو ماشین شروع کردی به خندیدن. حالا از قدو و زنت بگم .البته قبلش باید بگم که باز هم خانم پرستار گفت ٦٠ درصد بخار در آوردن دندوناشه که رشدی نداشته چون خیلی به بچه فشار میاد و سختی میکشه. الهی قربونت بشه مامان که تو هم کم ناراحتی ...
5 تير 1392

12 ماهگی( اولین تولد زندگی پارسا)

روز تولد تو میلاد عشق پاکه برای شکر این روز پیشانیم به خاکه پنج شنبه ٣٠/٠٣/١٣٩٢ ساعت ٩:١٠ دقیقه در حالیکه واریز حقوق داشتیم و بانک حسابی شلوغ شده بود اما من یکی از لحظات زیبای عمرم و هرگز فراموش نکردم و با تمام وجودم بهترین ها را برایت آرزو کردم.پاره تنم  عشق مامان  تولدت مبارک .لحظه ای که شاید دوباره تکرار نشه روزی که خدا بهتری هدیه اش و بهم داد. خدایا هزاران هزار بار شکرت.واسه هزارمین بار میگم دمت گرم خدا جوووووووووون   طبق قرار قبلی روز تولد آقا پارسا بعد از ظهر پنج شنبه منتظر عمو سعید بودیم که از راه برسن. جشن تولد یک سالگیت بر خلاف اینکه زیاد نبودیم و دوتا خانواده کوچک دور هم بودیم بسیار بس...
2 تير 1392
1