هر روز از زندگی پارسا

14 ماهگی پارسا به روایت تصویر

پارسای مامان ١٤ ماهگیت مبارکه عسلم. قربون پسرم بشم که دیگه معنای بازی کردن و قشنگ فهمیده . از موقعی هم که دیگه دست و پا شکسته راه رفتن و بلد شدی خیلی کمتر حوصله ات از نشستن سر میره و سرگرم میشی. منم که دیگه همش باید دنبالت باشم اتفاقی نیفته هر چند تا غافل میکنم صدای گریه ات میاد. خدایا مواظب همه نی نی ها باش کوچه گردی پسرم که عاشقه بیرون راه رفتنه اول که میذارمت شروع به راه رفتن میکنی بعدش هم یکم میشینی خستگی در کنی و با سنگ و هر چی که دم دستت بیاد بازی میکنی و بعضی وقتها هم چشمم بهت نباشه میبینم تو دهنت داری مزه مزه میکنی خستگست که در رفت دوباره پا میشی و شروع میکنی راه رفتن خلاصه که خیلی راه رفتن و دو...
31 مرداد 1392

اولین کلمه ها( دایره لغات 13 ماهگی)

بَ بَ : بابا ماما : مامان دَ دَ : بیرون تا تا : تاب تاب مَ مَ : غذا اَه : بد گیییییییه : کیه خخخخخ : از دهنش میندازه بیرون .همون تِخ بَ بی یه : ببعی فدات بشه مادر که داره شیرین زبونیات شروع میشه.   ...
25 مرداد 1392

اولین قدمت میارک

  زندگی وقتی اولین قدمت را برداشتی بر خود بالید که همچین موجودی پا بر خاک مطهرش میگذارد.   عزیزکم سه شنبه 8/05/92 ساعت 11 صبح مامان تو آشپزخونه  و بابا و سارا با پارسا بازی میکردن. دست پارسا تو دست بابا در حال تاتی تاتی .بابایی هم دست پارسا رو ول میکنه و پارسا یه قدم میره دوباره تکرار و حالا 5 قدم.منم که بی خبر از همه جا یهو سارا گفت مامااااااااان بدو بیا. منم که رسیدم تازه بابا دستشو واسه بار سوم ول کرده بود و حالا سه تایی میشمردیم 1 ، 2 ، 3 ، 4 ...........25  و بعد هم زمین خوردن واااای که چه ذوقی کرده بودم.پسرم 25 قدم راه رفته.خدایا واسه صد هزارمین بار شکررررررر . سه تایی اینقدر دست زدیم ....
10 مرداد 1392

13 ماهگی( روزهای سپری شده تابستانی پارسا ( تیر92) )

پسرم : یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی.زین پس همه چیز جهان تکراریست ، جز مهربانی عزیز دلم ١٣ ماهگیت مبارکه. روزهای سال دوم زندگیت هم یکی یکی میان و میرن و تو بزرگتر و بزرگتر میشی. راستش دلم واسه این روزها تنگ میشه. زمانی که آبجی سارا هم این اندازه ای بود و حالا دارم با این سن و سال میبینمش خیلی دلم واسه بچه گی هاش ضعف میره. میدونم که نسبت به تو هم این احساس و خواهم داشت. بخاطر همین تمام سعی ام و میکنم از این زمانها به نحو احسن استفاده و کنم و از بودنت تو این دوران یه عالمه لذت ببرم. پسر مامان دیگه بر خلاف تنبلی های دو سه ماه اخیر حالا داری تند تند پیشرفت میکنی. همه چی و میگیری و بلند میشی . ...
8 مرداد 1392
1